بازگشت به ویکی

تمدن اسلامی مالایی

نظرها

مقدمه

مطالعه تاریخ و تمدن اسلامی مالزی نشان می‌دهد هویت سیاسی و اجتماعی این کشور با میراث اسلامی و فرهنگی مالایی پیوند خورده است. شناخت این میراث، نقشی اساسی در تقویت خودآگاهی دینی و شکل‌گیری هویت جمعی جامعه مسلمان مالزی ایفا می‌کند. گسترش آموزش تاریخ و تمدن اسلامی در مراکز علمی، به‌ویژه دانشگاه بین‌المللی اسلامی مالزی، نشان‌دهنده توجه نهادهای علمی به پیوند میان دانش تاریخی و تقویت هویت اسلامی است. پژوهش‌ها بیانگر آن‌اند که آگاهی از تجربه‌های تاریخی مسلمانان، زمینه تقویت همبستگی اجتماعی و مسئولیت‌پذیری دینی را فراهم می‌سازد.(اسپوزیتو، 1390: 240؛ اسدی، 1374: 28) در عین حال، بخشی از ادبیات موجود کمتر به رابطه مستقیم میان تاریخ و تمدن اسلامی با هویت معاصر مالزی پرداخته است. ازاین‌رو، بازخوانی تاریخ اسلامی مالایی‌ها می‌تواند درک دقیق‌تری از شکل‌گیری هویت فرهنگی و اجتماعی این جامعه ارائه دهد و زمینه تداوم پیوند میان سنت اسلامی و تحولات جدید را فراهم سازد.(دانشنامه اسلامی، 1388: مدخل مالزی؛ افضل‌زاده، 1401:29)

 

اسلام تمدنی در تاریخ و فرهنگ مالزیایی‌ها

اسلام در تاریخ مالزی تنها به‌عنوان دین فردی ظاهر نشده، بلکه به‌صورت نیرویی تمدنی در لایه‌های مختلف فرهنگ، سیاست و اجتماع حضور یافته است. بازخوانی تاریخ مالزی از منظر درونی نشان می‌دهد که مسلمانان مالایی در شکل‌دهی به این سرزمین نقش محوری داشته‌اند و بسیاری از سازوکارهای هویتی و فرهنگی از دل تجربه اسلامی آنان برآمده است. ارزیابی تاریخ باید بر پایه منابع معتبر و فهم بومی انجام گیرد، نه صرفاً بر اساس روایت‌های شرق‌شناسانه که گاه تصویرهایی نادقیق ساخته‌اند. چنین رویکردی با تأکید بر اولویت خوانش داخلی از تاریخ، امکان می‌دهد که پیوند اسلام و فرهنگ مالایی به‌درستی فهم شود و نقش آن در ساخت جامعه‌ای منسجم و با هویت روشن آشکار گردد.(دانشنامه اسلامی، 1388: مدخل مالزی)

از منظر تمدنی، اسلام در مالزی به عرصه آموزش، مناسک، اخلاق اجتماعی و الگوی زیست جمعی راه یافته و در فرهنگ عمومی نهادینه شده است. این فرآیند، هویت مالایی را از یک هویت صرفاً قومی به هویتی دینی-تمدنی ارتقا داده است. در چنین وضعی، آموزش تاریخ و تمدن اسلامی صرفاً اطلاع از گذشته نیست، بلکه ابزار شناخت ریشه‌های شکوه اجتماعی و بازسازی خودآگاهی جمعی است.(نوروزی فیروز و خاتمی‌نیا، 1392: 63-61) همچنین، نهادهای آموزشی و فکری مالزی با پیوند دادن پژوهش تاریخی به نیازهای معاصر، نشان داده‌اند که تمدن اسلامی می‌تواند چارچوبی برای تداوم فرهنگی و سامان اجتماعی فراهم کند. (Bentley et al, 1985:1. Hedayati-Marzbali et al, 2012: 351) از این‌رو، اسلام تمدنی در مالزی نه یک میراث ایستا، بلکه سرمایه‌ای زنده برای فهم گذشته و ساخت آینده است.

 

اسلام، سنت و مدرنیسم در مالزی؛ جدال دو رویکرد تمدنی

یکی از محورهای اصلی این مطالعه، بررسی نسبت میان سنت و مدرنیسم در جامعه مالزی است. سنت نه به‌معنای ایستایی، بلکه به‌مثابه حافظه تاریخی و ذخیره تمدنی فهم می‌شود؛ درحالی‌که مدرنیسم اگر از ریشه‌های فرهنگی و دینی جدا شود، می‌تواند به گسست هویتی بینجامد. در مالزی، مواجهه با مدرنیته همواره با پرسش از نسبت آن با اسلام و میراث مالایی همراه بوده است. از یک‌سو، جریان‌های توسعه‌گرا خواهان نوسازی ساختارهای اجتماعی و اداری‌اند و از سوی دیگر، نیروهای فرهنگی بر این باورند که نوسازی بدون اتکا به سنت اسلامی، موجب تضعیف شخصیت جمعی می‌شود. (نیزبت، 1385: 1؛ وبر، 1371: 1)

در این جدال تمدنی، سنت اسلامی و ملی مالزی با زندگی جدید تعارض ذاتی ندارند، بلکه می‌توانند مبنای یک مدرنیته بومی باشند. نمونه این امر در نقد مداخلات استعمار در نظام‌های سنتیِ زمین و مالکیت دیده می‌شود؛ جایی که مقاومت مردم، صرفاً واکنشی اقتصادی نبود، بلکه از باور دینی و تعهد ملی سرچشمه می‌گرفت. (Rachman, 2016: 64; Phillips, 2017: 52) این مقاومت، نشانه‌ای از آن است که جامعه مالایی، تجدد را زمانی می‌پذیرد که با هویت دینی و فرهنگی‌اش سازگار باشد. در نتیجه، مدرنیسم مطلوب در مالزی، نه تقلید کامل از الگوهای غربی، بلکه تلفیق عقلانیت جدید با اخلاق و سنت اسلامی است. (Solihin, 2017,:1; Abdullah et al, 2016: 461)

 

تأثیر آموزه‌های اسلامی بر شکوه و قدرت‌یابی مالزیایی‌ها

آموزه‌های اسلامی در تاریخ مالزی نقش مهمی در شکل‌گیری شکوه اجتماعی، انسجام سیاسی و قدرت‌یابی فرهنگی مالایی‌ها داشته‌اند. اسلام با تأکید بر عدالت، مسئولیت‌پذیری، علم‌دوستی و همبستگی اجتماعی، زمینه‌ای برای ارتقای جامعه فراهم کرده است. شکوه تمدنی مالزی نه فقط حاصل توسعه اقتصادی، بلکه نتیجه درونی‌سازی ارزش‌های اسلامی در نظام اجتماعی و آموزشی است. تربیت مبتنی بر تمدن اسلامی، حس مسئولیت و خودآگاهی را در نسل‌های مختلف تقویت کرده و آنان را در برابر سلطه فرهنگی و تاریخی مقاوم‌تر ساخته است. (Shuhaimi Bin Haji Shak & Chuah Abdullah, 2012:62; Lugo, 2013:1)

از سوی دیگر، آموزه‌های اسلامی مفهوم قدرت را از صرف سلطه‌گری به سمت خدمت، عدالت و حفاظت از منافع عمومی سوق داده‌اند. همین امر سبب شده است که مالایی‌ها، در مواجهه با استعمار و فشارهای بیرونی، دفاع از سرزمین، دین و حقوق سنتی را نوعی تکلیف اخلاقی و دینی بدانند (Abdul Hamid, 2014:32). چنین برداشتی، قدرت‌یابی را صرفاً نظامی یا اقتصادی نمی‌فهمد، بلکه آن را بر پایه ایمان، همبستگی و احیای میراث فرهنگی بنا می‌کند. در مطالعات مربوط به توسعه در جنوب شرق آسیا نیز نشان داده شده است که جوامعی با سرمایه فرهنگی و دینی قوی، ظرفیت بیشتری برای پیشرفت پایدار دارند. (نقیب‌زاده و صادقی‌زاده، 1390: 347-332؛ نوری و همکاران، 2019: 1) بنابراین، آموزه‌های اسلامی در مالزی بستر شکل‌گیری شکوهی بوده‌اند که هم در بعد اخلاقی و هم در بعد سیاسی معنا پیدا می‌کند.

 

عناصر سازنده تاریخ، تمدن و فرهنگ اسلامی مالزی

تاریخ و تمدن اسلامی مالزی بر مجموعه‌ای از عناصر درهم‌تنیده استوار است. نخستین عنصر، دین اسلام است که ستون اصلی نظام ارزشی، اخلاقی و حقوقی جامعه به‌شمار می‌رود. عنصر دوم، فرهنگ مالایی است که با اسلام درآمیخته و هویتی مرکب اما هماهنگ پدید آورده است. عنصر سوم، نهادهای آموزشی و فکری‌اند که انتقال میراث اسلامی را ممکن کرده و پیوند میان گذشته و حال را حفظ می‌کنند. عنصر چهارم، حافظه تاریخی است که از طریق بازخوانی تجربه استعمار، مقاومت و اصلاح، به بازسازی هویت معاصر کمک می‌کند. (اسپوزیتو، 1390: 240؛ نوروزی فیروز و خاتمی‌نیا، 1392: 63-61)

در کنار این عناصر، رابطه میان سنت و تجدد نیز بخش مهمی از سازه تمدنی مالزی را شکل می‌دهد. سنت، نیرویی محافظه‌کار اما زنده است که ارزش‌های دینی و اجتماعی را حفظ می‌کند؛ درحالی‌که تجدد، در صورت بومی‌سازی، می‌تواند ابزار پیشرفت باشد. نقد روایت‌های استعماری و شرق‌شناسانه نیز از عناصر مهم آگاهی تاریخی در مالزی است؛ زیرا بسیاری از این روایت‌ها، هویت اسلامی مالایی‌ها را کم‌رنگ کرده‌اند.(دانشنامه اسلامی، 1388: مدخل مالزی؛ افضل‌زاده، 1401: 29) افزون بر این، مطالعات تطبیقی نشان می‌دهد توسعه پایدار زمانی حاصل می‌شود که ساختارهای جدید با زمینه فرهنگی و تاریخی جامعه هماهنگ شوند. (Hedayati-Marzbali et al, 2012:51; Bentley et al, 1985:1) بر این اساس، تاریخ و تمدن اسلامی مالزی حاصل پیوند دین، فرهنگ، آموزش، حافظه تاریخی و مقاومت در برابر گسست هویتی است.

 

نتیجه‌گیری

اسلام در این سرزمین صرفاً یک آموزه مذهبی نبوده، بلکه به نیرویی تمدنی برای شکل‌دهی به هویت، فرهنگ و سیاست بدل شد. مالایی‌ها از طریق پیوند با اسلام، توانسته‌اند میان میراث بومی و افق‌های جدید توسعه توازن ایجاد کنند و در برابر روایت‌های تحریف‌گر بیرونی، خوانشی اصیل از تاریخ خود ارائه دهند. همچنین تقابل سنت و مدرنیسم در مالزی، تقابل مطلق نیست؛ بلکه امکان همزیستی و تلفیق آن‌ها در قالب مدرنیته‌ای بومی و اسلامی وجود دارد. آموزه‌های اسلامی نیز با تقویت عدالت، مسئولیت‌پذیری و همبستگی، زمینه شکوه و قدرت‌یابی جامعه مالایی را فراهم کرده‌اند،پس، بازخوانی تاریخ اسلامی مالزی نه فقط برای فهم گذشته، بلکه برای ساخت آینده‌ای هویت‌مند ضروری است.

 

منابع

اسپوزیتو،جان ال؛ا. وال،جان(1390). جنبش‌های اسلامی معاصر، ترجمه شجاع احمدوند، تهران، نشر نی.

اسدی مرتضی(1374). "نگاهی به تجربه توسعه مالزی"، مجله اقتصادی، دوره دوم، سال اول، شماره سوم،ص31-26.

افضل زاده،مصطفی(1401)." اقدامات وحشیانه استعماری در مالایا،"خبرگزاری جمهوری اسلامی،29 آذر قبال دسترسی در: https://www.irna.ir/news/84973262

نوروزي فيروز، رسول؛ خاتمی نیا،فضه(1392)."گزارش كتاب اسلام تمدني پلي ميان سنت و تجدد"، آينه پژوهش،شماره 140، ص63-61.

نیزبت، جان (1385). آسیا به کجا می رود؟ روندهای کلان در آسیا، ترجمه ناصر موفقیان، تهران، موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی.

وبر،ماکس(1371).اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری، ترجمه عبدالمعبود انصاری، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه­ها(سمت).

 (Shuhaimi Bin Haji Shak,Mohd and Chuah Abdullah,Osman,”Islam and the malay world:Ah Insight into the Assimilation of Islamic Values, World journal of Islamic History and Civilization, N2, 2012.

Abdullah, A.,Hedayati-Marzbali, M., Ramayah, T., Bahauddin, A., & Maghsoodi-Tilaki, M. J. (2016). Territorial functioning and fear of crime: Testing for mediation in structural equation modeling. Security Journal, 29(3), 461–484.

Bentley, I., Alcock, A., Murrain, P., McGlynn, S., & Smith, G. (1985). Responsive environments: a manual for designers. London: Architectural Press.

Hedayati-Marzbali, M., Abdullah, A., Razak, N. A., & MaghsoodiTilaki, M. J. (2012). The relationship between socio-economic characteristics, victimization and CPTED principles: evidence from the MIMIC model. Crime, law and social change, 58(3), 351-371.

Lugo,Luis)2013). The World’s Muslims: Religion, Politics and Society, Washington,pew research center.

Phillips, Edward(2017). “The Codification Enterprise: Principled Law Reform and the Indian Penal Code”, Jersey and Guernsey Law Review, Issue 2 .

Rachman, Taufik(2016).Can the Indonesian criminal justice system be enhanced by replacing the mandatory prosecution system with a discretionary one, like that used in Australia?, the degree of Doctor of Philosophy, Melbourne: Victoria University.

Solihin,Sohirin Mohammad,”integration of malay cultural identtty with Islamic religion,” journal of malay Islamic studies,vol 1, no 2, December 2017.

نظرها

نظرهای تأییدشده درباره این مقاله در همین بخش نمایش داده می‌شوند.

0 نظر تأییدشده
نوع بازخورد
هنوز نظری برای این مقاله نمایش داده نشده است.
`r`n