تمدن عرب پیش از اسلام
بیشتر تاریخ نگاران معتقد هستند که عرب پیش از اسلام،
تاریخ و نمود تمدّنی نداشته است، عرب آن زمان از یک دسته قبایل بیابانگرد و صحرا
نشین تشکیل شده بود که هیچ گونه خبر و روایتی از آنان در دست نیست و جزء نیم وحشی
های ساکن بیابان بوده و در زمرهی انسان های نام و نشان دار نبودهاند[1].
مردم
جزیرةالعرب مقارن با نزول قرآن بر خلاف ملّتهای مجاور یا یهودیان و مسیحیان داخل
جزیرة العرب جاهل و بی سواد، «امّی» و با کتاب و کتابخانه و مدرسه و معلم بیگانه
بودند، تنها چند صباحی بیش نبود که عدّهای انگشت شمار خوانا و خط نویس در مکه و
مدینه پدید آمده بودند، چنان که قرآن کریم در این مورد می فرماید:
« الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ ...[2]»
و نیز آیهی « وَ قُلْ لِلَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ الْأُمِّيِّين...[3]»
جاحظ نیز
بر این اعتقاد است که «امّی» بودن به معنای عدم قدرت بر نوشتن است، احمد امین در
شرح نظریه-ی جاحظ بیان می دارد که عرب جاهلی نه دارای علمی بود و نه فلسفه می
دانست و نه از او کتابی به ارث مانده است[4]، بلکه
در حال بدوّیت زندگی می کرد و چیزی از فرهنگ و تمدن نمی دانست[5].
امام علی علیه
السلام در این مورد می فرمایند:
« إِنَّ
اللَّهَ [سُبْحَانَهُ] بَعَثَ مُحَمَّداً ص وَ لَيْسَ أَحَدٌ مِنَ الْعَرَبِ
يَقْرَأُ كِتَاباً [6]» ؛ زمانی پیامبر(ص) مبعوث شد که احدی از عرب کتاب نمی خواند.
به گفته جزجی
زیدان، عرب های حجاز سال های بسیاری که شمارش آن را خدا می داند به همین حال
بدوّیت زندگی می کردند و چیزی از فرهنگ و تمدن نمی دانستند[7].
گرچه بعضی کوشیده
اند با چشم پوشی از این نصوص تاریخی و مویّدات قرآنی، ثابت کنند که عرب جاهلی را
اهل فرهنگ و تمدن نشان دهند، آنان معتقدند که
یاد از وسایل خواندن و نوشتن در آیات قرآن نشان می دهد که مردم با این
وسایل در این دوره آشنا بوده و آن ها را استعمال می کردند و خواندن و نوشتن به شکل
گسترد ای در میان آنان رایج بوده است[8]،
اما باید توجه داشت که واقعیت همان است که مورّخ نامی عرب، « مسیو رنان» در تاریخ
خود می نویسد:
« ممالک عربی در
دنیای سیاست و علم و سیاست پیش از آن انقلاب ناگهانی خارق العاده یعنی اسلام که
آنها را امّتی جهان گیر و بنیان گذار معرفی کرد هیچگونه اثری نداشتند. از جزیرة
العرب در قرن های اول میلادی نام و نشانی در تاریخ نیست و آن زمان، دوران ماقبل
تاریخ خود را می گذرانده اند، دلاوری و نام آوری این مملکت از قرن ششم میلادی،
یعنی ظهور اسلام آشکار شد[9].
بر حسب نقل
واقدی، در هنگام ظهور اسلام، در قریش تنها هفده نفر قدرت بر کتابت داشتند[10].
اختلافی در میان
دانشمندان وجود ندارد که تا به حال هیچ نوشته جاهلی به لهجه ای که قرآن به آن نازل
شده و حتی به لهجهی شعرهایی که از جاهلیت به جای مانده است، نه از زمان های دور و
نه نزدیک، پیدا نشده است، با این که نوشته هایی از کتابت جاهلی به غیر از این لهجه
از دورهای که فاصلهی چندانی با اسلام ندارد، یافت شده است[11].
آثار باستان شناسان
نیز حکایت از این دارد که از مردم حجاز پیش از اسلام، تمدنی به جای نمانده است،
چنان که جرجی زیدان قائل است که مردمان شمال و جنوب شبه جزیزه، از خود تمدنی
نداشتهاند، ولی مردم حجاز که در وسط حجاز می زیستهاند، به حال بَدَوی باقی مانده
اند[12]،
[13]در
مورد مساله کتابت نیز ظاهرا اصل آن در جزیرة العرب وجود داشته، اما یاد شدن از
وسائل خواندن و نوشتن در ایات قرآن، گویای شایع بودن خواندن و نوشتن در جزیرة
العرب نیست، زیرا لازمهی چنین مطلبی اجتهاد در مقابل نصّ است، چرا که مورّخانی
همچون ابن قتیبه و واقدی و از معاصران آلوسی و دکتر جواد علی و .... به آن تصریح
نموده اند[14].
[1] .گوستاولوبون، تمدن اسلام و عرب، ص82.
[2] .اعراف:157.
[3] .آل عمران:20.
[4] احمدامین، فجرالاسلام، ص49.
[5] .جرجی زیدان، تاریخ تمدن اسلامی، ص12.
[6] .نهج البلاغه، خطبه104.
[7] . همان.
[8] . دروزّه، محمدعزّه، عصرالنبی،ص440.
[9] .گوستاولوبون، تمدن اسلام و عرب، ص82.
[10] .بلاذری، احمدبن یحیی، فتوح البلدان، ص457.
[11] . جواد علی، المفصّل فی التاریخ العرب، ج8، ص248.
[12] .جرجی زیدان، تاریخ تمدن اسلام، ص12.
[13] .خراسانی، لطف الله، فرهنگ آفرینی قرآن، ص230-232.
[14]. جواد علی، المفصّل فی التاریخ العرب، ج1، ص267.
نظرها
نظرهای تأییدشده درباره این مقاله در همین بخش نمایش داده میشوند.