بازگشت به ویکی

مدارس نظامیه؛ دلایل تأسیس

نظرها

دلایل تأسیس مدارس نظامیه را می توان در دو بخش زیر طبقه بندی کرد:

 

1. مقابله با فاطمیان مصر با تاکید بر الازهر: مهم­ترین انگیزه نظام­الملک را از تأسیس این گونه مدارس، احساس خطر از رواج روزافزون تبلیغات دانشآموختگان جامع الأزهر فاطمیان در مصر عنوان شده  است.[1] الأزهر بزرگ‌ترین مؤسسه علمی و مذهبی پیش از نظامیه بغداد بوده و هدف اصلی از تأسیس آن ترویج علوم دینی و اشاعه شعائر مذهبی اسماعیلیان بوده است. توفیق این مرکز در امر تبلیغ و اشاعه مذهب اسماعیلی، خواجه را برآن داشت تا با تأسیس مدارس نظامیه و تقویت اهل سنت  در قبال فرقه‌های شیعه بویژه اسماعیلیان مصر به رقابت با الأزهر بپردازد[2] و با اختصاص امکانات وسیع و گسترده ساختمانی و تأمین مسکن و تهیه خوراک و امکانات زندگی شبانه روزی برای استادان و دانشجویان در این مدارس، جامع الأزهر مصر را تحت الشعاع قرار دهد. برخی با قطعیت تمام، انگیزه خواجه را مقابله با برنامه گسترده و تدابیر اساسی و حساب شده فاطمیان، میدانند که برای محو کلیه آثار و عوارضی که از تبلیغات آنان ناشی شده بود، برنامه­هایی وسیع و نقشه­هایی نظیر همان برنامه­ها باید طرح­ریزی می‌شد و با آموزش­های قابل ملاحظه به مرحله اجرا درمی‌آمد[3] حتی جریان اسکان طلاب در مدارس نظامیه نیز در جهت مقابله با اقدامات مشابه فاطمیان دانسته شده است.[4] لمبتون هم از مدارس نظامیه به عنوان مراکز آموزش مذهب رسمی سنت یاد کرده  و آنها را نقطه مقابل دارالحکمه مصر که مرکز تبلیغ شیعه بود، قلمداد کرده است.[5] گسترش و بالاگرفتن کارکرد آموزشی جامع الأزهر و ضرورت مقابله با تأثیرات فکری آن، هدف دیگری است که برای ساخت مدارس نظامیه عنوان شده[6] است.

2. مقابله با اسماعیلیان ایران: نفوذ روزافزون فرقه اسماعیلیه موسوم به شیعیان نزاری در ایران به رهبری حسن صباح (۴۴۵-۵۱۸ ق/ ۱۰۵۳-۱۱۲۴ م) که از نظر خواجه ناشی از فعالیت‌های آموزشی و تبلیغی داعیان فاطمی در مصر بود، به عقیده برخی از نویسندگان معاصر انگیزه­ای قوی برای تأسیس نظامیه­ها بوده است. نظام­الملک، اسماعیلیان را که به گفته لمبتون با نفوذ خود در ایران، موجودیت دولت سلجوقی را تهدید می‌کردندبزرگ‌ترین خطر برای وحدت سلاجقه و قدرت خلیفه عباسی می‌دانست.[7] اسماعیلیان در نظر سلاطین سلجوقی هم دشمن مذهبی و هم دشمن سیاسی آنان قلمداد می­شدند.[8] نگرانی شدید خواجه به عنوان مدافع سنت از این مسأله، در کنار اقدامات سیاسی و نظامی، او را به ساخت مدارس نظامیه ترغیب کرد به گونه­ای که او صرف هرگونه هزینه­ای برای نظامیه­ها را همانند هزینه­هایی که برای تقویت لشکر و توسعه قلمرو سلجوقیان انجام می­شد، ضروری و لازم می­دانست.[9] حتی برگزاری مجالس وعظ توسط وعاظ مدرسه در بین عامه مردم نیز با این هدف انجام می­شد که تبلیغات باطنیان را خنثی ساخته و مانع گرایش خاص و عام به مذهب آنها شود، بنابراین مدارس نظامیه برای مهار تهدیدات سیاسی و مذهبی اسماعیلیان علیه سلاجقه ساخته شد و این مهم با تربیت افرادی مُبرَّز و جدلی، که بتوانند جلوی پیشروی و گسترش تبلیغات و فعالیتهای وسیع فرهنگی و اجتماعی پیروان اسماعیلی را سد نمایند، امکانپذیر شد.[10]

3. مقابله با شیعیان (اعم از امامیه و غیر آن): برخی به اقدامات و تلاش­های خواجه در طرد شیعیان و اسماعیلیان، جنبه حماسی داده و تصویری قهرمانانه از او به دست داده­اند. چنانکه بلاشر Regis Blachèr (۱۹۰۰–۱۹۷۳ م) در مقدمه­ای که بر کتاب التربیة و التعلیم فی الاسلام تألیف اسعد طَلَس((As'ad Talass نگاشته، پس از بیان زمینه­های فکری خواجه در مخالفت با شیعیان، خواجه را تنها کسی می­داند که در این برهه از زمان موفق به طرد عناصر شیعی از دستگاه خلافت عباسی و مبارزه با مخالفان اهل‌سنت گردید. به عقیده بلاشر خواجه با تأسیس نظامیه بغداد، بزرگ‌ترین گام را در راه مبارزه با اسماعیلیه و شیعه برداشت. او به خوبی به اهمیت کارهای فرهنگی و تبلیغاتی در کنار مبارزات نظامی و سیاسی علیه شیعیان پی برده بود و با اتخاذ همان روشی که فاطمیان در پیش گرفته بودند به مقابله با آنان پرداخت.[11] شلبی هدف از تأسیس مدارس نظامیه را تبلیغی واکنشی بر ضد تشیع آن سامان دانسته است. به گفته او هدف سلاطین سلجوقی جایگزینی شیوه تفکر سنی به جای مسلک خاص شیعه بود که نظام‌الملک با تأسیس مدارس نظامیه این هدف را محقق ساخت و بنیاد مدارس به این منظور هیچگاه درنگ نپذیرفت.[12] تحریک سنی­مذهبان علیه شیعیان و ترویج اصول و عقاید اهل سنت و رد اصول شیعی و به تعبیر بایارد داج مبارزه با مفاهیم انقلابی و بدعت­آمیز اهل تشیع[13] و به تعبیری مبارزه با افکار غیررسمی حکومتی[14]از دیگر اهدافی است که در کنار هدفهای آموزشی و برنامه­های سیاسی ـ مذهبی این مدارس عنوان شده است.[15]

4. تربیت کارگزاران سیاسی: تربیت کارگزاران سیاسیِ معتمد و کادرسازی برای دستگاه حاکم، از انگیزه‌های مطرح شده است. البته این هدف خود پیش زمینه تحقق اهداف بلندمدت خواجه نظام­الملک بود. خاموش ساختن صدای مخالف دولت، ایجاد نظام متمرکز و واحد دولت سلجوقیان از طریق پیوند میان نهادهای حکومتی و مذهبی، حفظ و صیانت از مقام خلافت عباسی به عنوان نماد وحدت امت اسلامی، جلوگیری از پیشروی و گسترش تبلیغات وسیع پیروان اسماعیلی و داعیان فاطمی در شرق اسلام و ایجاد سدی مقاوم در برابر فعالیت­های شیعیان اسماعیلی ایران از جمله اهداف تبعی ذکر شده در این پژوهش­هاست. خواجه جهت دستیابی به اهداف فوق، تمام امکانات شخصی و دولتی را در مدارس نظامیه به کار گرفت تا با پرورش و تربیت دانشمندان و نخبگانی صرفاً از میان پیروان فرقه شافعی، سررشته امور حساس دولتی را در آینده به آنان بسپارد. دانش­آموختگان این مدارسِ رسمی پس از فراغت از تحصیل عهده دار مناصب بالای حکومتی همچون قضاوت، وعظ و ... می‌شدند. آن‌ها وابسته به سلاطین سلجوقی و همواره موظف بودند ملاحظات سیاسی را رعایت نمایند.باسورث نیز کلید انگیزه­های خواجه در تأسیس مدارس نظامیه را تربیت کارکنان معتمدی می­داند که موظف بودند سیاستهایِ نظام­الملک را در سراسر امپراطوری سلجوقی به اجرا درآورند[16]  در کنار کارکرد تعلیم و تربیت در مدارس نظامیه، کارکرد دیگرِ آن، گونهای مراقبت و پاییدن افراد بود که در آنجا فقیهان برجسته به مراقبت و تربیت فکری فقیهان جوانتر می­پرداختند تا آنان را جهت اجرای برنامه­های دولت آماده سازند.[17]

5.ایجاد وحدت مذهبی در لوای مذهب شافعی: حمایت سلاطین سلجوقی از مذهب حنفی و استقرار این مذهب، موازنه قدرت میان فرق مذهبی از بین رفت و خصومت­های فرقه­ای به اوج خود رسید.[18] از این رو خواجه به بازگرداندن و پایدار داشتن موازنه میان فرقه­های مذهبی مختلف اقدام نمود. او برای نیل به این هدف، با رسمیت بخشیدن به مذهب شافعی و اختصاص مدارس نظامیه به طلاب و مدرسین شافعی در این زمینه گام برداشت[19]  مهدی نخستین که از مدارس نظامیه با عنوان «دانشگاه الهیات اسلامی» یاد می­کند، مذهب را انگیزه اصلی در بنا کردن نظامیه­ها می­داند که هدفش آموزش قانون حقوقی فرقه شافعی بوده است. برخی اندیشه ایرانشهریِ نظام­الملک را که متأثر از تفکر وحدت سیاسی در سایه وحدت دینی دوره ساسانی بوده را در این امر دخیل دانسته­اند، به گونه­ای که خواجه در صدد بود تا با آموزش مذهبیِ متمرکز در مدارس نظامیه، ایرانی مستقل و یکپارچه به وجود آورد.

 

منابع

2 و 1. کسایی، نورالله (۱۳۸۳)، فرهنگ نهادهای آموزشی ایران، تهران، دانشگاه تهران، ص 430 و 79.

4 و 3. غنیمه، محمد عبدالرحیم (۱۳۷۷)، تاریخ دانشگاه‌های بزرگ اسلامی، ترجمه نورالله کسائی، تهران، دانشگاه تهران،ص 341 و 116.

5. لمبتون، آن (۱۳۸۵)، «ساختار درونی امپراتوری سلجوقی» در بویل، جی. آ.، تاریخ ایران کیمبریج، ج 5: از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانان، ترجمه حسن انوشه، تهران، امیرکبیر،ص211.

6. سلطان زاده، حسین (۱۳۶۴)، تاریخ مدارس ایران از عهد باستان تا تأسیس دارالفنون، تهران، آگاه،ص118.

7. زرین کوب، عبدالحسین (۱۳۵۳)، فرار از مدرسه درباره زندگی و اندیشه ابوحامد غزالی، تهران، انجمن آثار ملی،ص81.

8. صفی، امید (۱۳۸۹)،همسویی معرفت و ایدئولوژی در دوره سلجوقی، ترجمه مجتبی فاضلی، تهران، پژوهشکده و مطالعات فرهنگی و اجتماعی،ص16.

9. آذرنوش، زهرا (۱۳۹۳)، «بررسی عملکرد سیاسی-مذهبی نظام‌الملک در جهت همراه کردن دین و دولت»، فصلنامه تاریخ پژوهی، ش ۶۰، ص83.

10. سلطان زاده، حسین (۱۳۶۴)، تاریخ مدارس ایران از عهد باستان تا تأسیس دارالفنون، تهران، آگاه،ص116.

11. طلس، أسعد محمد (۲۰۱۲)، التربية و التعليم في الإسلام، مصر، قاهره، مؤسسة هنداوي للتعليم والثقافة،، مقدمه بلاشر،ص26.

12. شلبی، احمد (۱۳۸۷)، تاریخ آموزش در اسلام از آغاز تا فروپاشی ایوبیان در مصر، ترجمه محمدحسین ساکت، تهران، نشر نگاه معاصر،ص126.

13. داج، بایارد (۱۳۶۷)، دانشگاه الازهر تاریخ هزار ساله تعلیمات عالی اسلامی، ترجمه آذرمیدخت مشایخ فریدنی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی،ص36.

14. غنیمه، محمد عبدالرحیم (۱۳۷۷)، تاریخ دانشگاه‌های بزرگ اسلامی، ترجمه نورالله کسائی، تهران: دانشگاه تهران،ص81.

15. نخستین، مهدی (۱۳۶۷)، تاریخ سرچشمه‌های اسلامی آموزش و پرورش غرب، ترجمه عبدالله ظهیری، مشهد، آستان قدس رضوی، ص 110 و 57.

16. باسورث، ک. ا.(۱۳۸۵)، «تاریخ سیاسی و دودمانی ایران ، ترجمه حسن انوشه، تهران، امیر کبیر،ص76.

17. شجاع الدینی، محمد (۱۳۸۷)، «مدارس نظامیه» در آموزش عالی در گستره تاریخ و تمدن اسلامی، به اهتمام امیرحسین چیت سازیان، تهران، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی،ص260.

18. مادلونگ، ویلفرد (۱۳۸۷)، مکتب‌ها و فرقه‌های اسلامی در سده‌های میانه، ترجمه جواد قاسمی، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، ص71.

19. دهقانی، محمد (۱۳۹۳)، بررسی تطبیقی رواداری مذهبی در عصر آل بویه و سلجوقیان، قم، نشر ادیان،ص57.



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظرها

نظرهای تأییدشده درباره این مقاله در همین بخش نمایش داده می‌شوند.

0 نظر تأییدشده
نوع بازخورد
هنوز نظری برای این مقاله نمایش داده نشده است.
`r`n