برگزاری کرسی ترویجی کارکردشناسی انتخابات در فرایند تمدن نوین اسلامی

📅 2026/04/29 | ✍️ user1
برگزاری کرسی ترویجی کارکردشناسی انتخابات در فرایند تمدن نوین اسلامی
این کرسی در 6 خرداد 1400 در مرکز پژوهشی تندن اسلامی و دین پژوهی پیامبر اعظم(ص) برگزار شد. دکتر محمدمصطفی اسعدی(ارائه دهنده)، دکتر مرتضی شیرودی(ناقد اول) دکتر امیرمحسن عرفان(ناقد دوم و دکتر حبیب زمانی محجوب(دبیر علمی) برگزاری این کرسی را برعهده داشتند. در این کرسی دکتر اسعدی بر آن بودند که:
این کرسی در 6 خرداد 1400 در مرکز پژوهشی تندن اسلامی و دین پژوهی پیامبر اعظم(ص) برگزار شد. دکتر محمدمصطفی اسعدی(ارائه دهنده)، دکتر مرتضی شیرودی(ناقد اول) دکتر امیرمحسن عرفان(ناقد دوم و دکتر حبیب زمانی محجوب(دبیر علمی) برگزاری این کرسی را برعهده داشتند. در این کرسی دکتر اسعدی بر آن بودند که: در جمهوری اسلامی انتخابات دارای ویژگی های خاص خود است: انتخابات در ایران به عنوان یک فرایند سیاسی حاکمیتی، تجمیع دیانت و سیاست شناخته شده و به عنوان حق، وظیفه، کار نیکی که باید اول وقت و با نیت خالص انجام شود و حق الناس دانسته شده است. همچنین معمولا ضریب بالای مشارکت مردمی را دارد و علاوه بر آن به شدت از سوی کشورها و رسانه های گوناگون دنبال می شود.کارکرد و نقش انتخابات در تمدن نوین اسلامی از دو منظر قابل رهگیری است یکی ناظر به اصل انتخابات و جایگاه آن در مسائل امروز و فردای جمهوری اسلامی و دوم خروجی انتخابات یعنی کارگزارانی که از طریق انتخابات جایگاه حکومتی پیدا کرده و به عنوان دولت اسلامی حلقه سوم تمدن نوین اسلامی را تشکیل می دهند. وجه اشتراک تمدن نوین و انتخابات اولا در موضوع آینده سازی و آینده نگری است و ثانیا در هر دو پدیده، هم حاکمیت و هم ملت نقش دارند. با لحاظ ارکان اصلی تمدن از منظر ویل دورانت انتخابات هم به امور اقتصادی یک تمدن هم به سازمان سیاسی و هم به سنن اخلاقی جامعه ایران ارتباط می یابد.کارکرد مقوله انتخابات در تمدن نوین در دو بعد درون تمدنی و برون تمدنی قابل رهگیری است: بعد نخست- درون تمدنی: آثار درونی انتخابات نسبت به پیکره در حال شکل گیری تمدن نوین اسلامی از جهات متعددی قابل پیگیری است. مسئله نخست پویایی بر اساس نیازهای مردمان است. در واقع انتخابات رزمایشی برای شناخت مدیران کارآمد و نیازمحور از ناکارآمد و جناح محور است. به همین جهت است که رهبر انقلاب به عنوان راهبر ملت در سمت و سوی تمدن نوین اسلامی، بارها به تعیین مشخصه های لازم در انتخاب مدیران پرداخته و میکوشد تا آن را به نحو حداکثری هنجارمند نماید، اما به طور خاص نسبت به حلقات تمدن نوین، این موضوع را در چند بعد می توان ملاحظه نمود: الف) نقش ثباتگر نسبت به حلقه اول و دوم: می¬دانیم میزان حضور مردم در انتخابات نشانگر میزان اعتماد مردم به نظام است. درصد حضور مردم در هر دوره از انتخابات جمهوری اسلامی در واقع، تثبیت و تایید انقلابی است که چهار دهه قبل شکل گرفته و نظام اسلامی در تمدن نوین اسلامی بر محور آن بنا گردیده است. بنابراین انتخابات نوعی رفراندوم نسبت به نظام مستقر است و هرچه درصد مشارکت کنندگان افزایش یابد، تایید حلقه اول و ثبات حلقه دوم بیشتر خواهد بود. ب) نقش نوسانی نسبت به حلقه سوم: در مرحله بعدی، خروجی انتخابات در حلقه سوم تمدن نوین اسلامی که نقطه چالش امروز در مسیر تمدنی ما شناخته می شود، موثر است. انتخابات هم می تواند به شکل گیری دولت اسلامی در مفهوم ایده آل آن سرعت ببخشد و هم آن را دچار ایستایی و رکود نموده و یا حتی دچار پسرفت نماید. چالش مهم در این مرحله آن است که در قشری از مسئولان و نامزدهای انتخاباتی، گفتمان انقلاب اسلامی کمرنگ بوده و یا اساساً مشاهده نمی شود. ج) نقش موثر در حلقه چهارم: جامعه اسلامی نیز به عنوان حلقه چهارم زنجیره تمدن نوین در انتخابات، جانمایی میگردد. زیرا در مرحله نخست برای جامعه پیام اثرگذاری به دنبال دارد؛ یعنی جامعه درک می نماید که در سرنوشت کشور نقش آفرین است و می تواند نقطه تحول یا عدم تحول باشد. بر خلاف حکومتهای غیر مردمسالار که در آن، مردم رویکرد انفعالی پیدا نموده و غیر از نقش انقلابی گری، خود را در فرایند حاکمیت بی تاثیر می دانند. بعد دوم- برون تمدنی: کم و کیف انتخابات در جمهوری اسلامی، کم و کیف مواجهه دوستان و دشمنان ایرانیان را مشخص می نماید و در واقع، دیگران با رصد انتخابات در این سرزمین، نوع تعامل خود را با ما ریل گذاری می نمایند. از دیگر سو، کارگزاران منتخب در هر دوره از انتخابات، نوع تعامل مشخصی با ملل مختلف دارند که این نوع تعامل، اثرگذار بر نوع مدیریت آنان است.